تاریخ امروز: شنبه, 30 اردیبهشت 1391

ویژه نامه ها

زندگانی امام حسین ع در یک نگاه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي   
شنبه, 13 آذر 1389 ساعت 22:44
زندگانی امام حسین ع در یک نگاه
5) بحث کوتاهی در باره حضرت ابی عبدالله الحسین سیدالشهداء ع
نام آن بزرگوار حسین است و این اسم ، انتخاب پروردگار عالم است . مشهورترین کنیه ایشان ابی عبدالله است ، و مشهورترین القاب ایشان سیدالشهدا و المظلوم و الشهید است . عمر پر برکت آن حضرت پنجاه و هفت سال است . در سوم شعبان سال چهارم هجرت متولد شد ، و در دهم محرم الحرام سال شصت و یکم از هجرت ، در کربلا بدست لشکریان یزید بن معاویه شهید گردید . شش ساله بود که جد بزرگوارش از دنیا رفت . سی سال با پدر بزرگوارش بود و ده سال بعد از شهادت پدر ، با برادر بزرگوارش بود و ده سال هم مدت امامت آن حضرت است .
حسین ع علاوه بر فضایل حسبی و نسبی که همه اهل بیت دارا هستند ، امتیازهایی هم در میان اهل بیت ع دارند .
اولین امتیاز این است که ائمه طاهرین ع همه از صلب او هستند . از این جهت روایاتی از رسول اکرم ص آمده است که به این امتیاز تصریح شده است .
سلمان فارسی می گوید : حسین در دامن رسول اکرم نشسته بود و حضرت او را می بوسید و می فرمود : « اَنتَ السَّیِدُ اَبُوالسَّادَة اَنتَ الأِمامُ اَبنَ الأِمامِ اَبُو الاَئِمَّةِ اَنتَ الحُجَّةُ اِبنُ الحُجَّةِ اَبُوالحُجَجِ تِسعَةٌ مِن صُلبِکَ وَ تَاسِعُهُم قَائِمُهُم » یعنی ، تو بزرگی و پدر بزرگانی ، تو امامی و پسر امامی و پدر امامانی ، تو حجت خدایی و پسر حجت خدایی و پدر حجتهای خدایی ، و آن حجتهای خداوند نه نفرند که از نسل تو هستند و نهمین آنان قائم آل محمد است .
دومین امتیاز که تداوم حیات اسلام مرهون شهادت او است – اگر به تاریخ مراجعه شود ، فهمیده می شود که اگر قیام حسین و اسارت اهل بیت آن بزرگوار نبود ، نامی از اسلام نمانده بود – آن است که رسول اکرم بدان اشاره می فرماید : « حُسَیَنٌ مِنیّ وَ اَنَا مِن حُسَینِ » یعنی ، حسین از من است و من نیز از حسینم . امام حسین به این امتیاز اشاره می کند ، وقتی می خواستند بیعت با یزید را به او تحمیل کنند : « لَو بَایَعتُ یَزِیدَ فَعَلَی الأِسلاَمِ السَّلامُ » یعنی ، اگر با یزید بیعت کنم ، باید فاتحه اسلام را خواند . و نظیر این عبارت در کلمات رسول اکرم و ائمه طاهرین و زیارات آن حضرت زیاد دیده می شود.
سومین امتیاز حسین ، شعله های محبت اوست در دلها . رسول اکرم ص می فرمود : « اِنَّ لِلحُسَینِ حَرَارَةُ فِی قُلُوبِ لَن تَبرُدَ اَبَدَاً » یعنی ، همانا برای حسین ، محبتی در دلها شعله ور است که هرگز خاموش شدنی نیست .
چهارمین امتیاز ابی عبدالله الحسین ع این است که در تربت او شفا است و استحجابت دعا در حرم مطهر او از نظر روایات ، مسلم و قطعی است .
امتیاز پنجم که امتیاز بزرگی است ، آن است که حسین ع عشق و فداکاری و گذشت در راه خدا را عملاً معنی کرد ، و باید گفت اگر کار امام حسین در روز عاشورا نبود ، بسیاری از مفاهیم و لغات را نمی شد معنی کرد . حسین در روز عاشورا می گوید :
« ای خدا ! پناه من در هر غمی تو هستی و امید من در هر سختی تو هستی . در هر چه بر من روی آورد ، تو پناه و یاری کننده من هستی ، چه بسیار از غمهایی که دل را به تپش در می آورد و چاره را کم می کند و رفیق را درمانده و دشمن را خوشنود می کند ، بتو واگذار نمودم و شکایت آن را به تو کردم برای رغبتی که فقط بتو داشتم نه به غیر تو ، و تو آن غم را دفع کردی . پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبی هستی و منتهای هر آرزویی تویی ».
او هر چه دارد ، در راه حق فدا می کند ؛ مال ؛ عیال ؛ اصحاب ؛ اولاد و حتی طفل شیر خوار را ، و در گودال قتلگاه چنین می گوید :
تَرَکتُ الخَلقَ طَرّاً فِی هَوَا کَا ... وَ اَیتَمتُ العِیَالَ لِکَسی اَرَکَا
وَ لَو قَطَّعتَنِی فِی الحُبِّ اِرباً ... لَمَا حَنَّ الفُؤادُ اِلی سِوَاکَا
یعنی ، ای خدا ! از همه کس ، از همه چیز در راه تو گذشتم و برای ملاقات تو از همه وابستگان چشم پوشیدم . ای خدا ! اگر در راه محبت تو پاره پاره شوم ، دل من بسوی غیر تو تمایل نخواهد کرد .
این است حقیقت ایمان سیر الی الله تعالی ، حقیقت علم و عرفان بخدا ، حقیقت عبودیت و فناء الی الله . این است حقیقت تقوا و گذشت از ما سوی الله ؛ و حقیقت زهد ؛ و حقیقت شجاعت به معنای غلبه بر دشمن و غلبه بر نفس و نباختن خود در جزر و مد روزگار . این است حقیقت فُتُوَّت و مردانگی ؛ حقیقت سخاوت ؛ معنای رأفت و رحمت ؛ حقیقت تواضع برای خدا و مخلوق خدا و دین خدا ؛ این مفهوم حلم ، این معنای فصاحت و بلاغت در گفتار و کردار . این است حقیقت سیاست ؛ و مفهوم عدالت ؛ و حقیقت جهاد فی سبیل الله ؛ معنای رسیدن به مطلوب از هر جهت ، و بالاخره این است همه فضایل انسانیت .
از اینجا معنی روایت پیامبر اکرم ص که فرمود : « اِنَّ الحُسَینَ مِصبَاحُ الهُدی وَ سَفِینَةُ النَّجَاةُ » یعنی ، حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است . معلوم می شود و اگر رسول اکرم ص فرموده است : « مَن اَحَبَّ اَن یَنظُرَ اِلَی اَحَبَّ اَهلِ الأرضِ وَالسَّمَاءِ فَلیَنطُر اِلَی الحُسَینِ » یعنی ، هر که دوست دارد نظر کند به کسی که نزد خدا و اهل بیت محبوبترین افراد زمین و آسمان است ، به حسین نظر کند ، بهمین معنی است .
« مَن لَحِقَ بِی اِستَشهَدَ وَ مَن تَخَلَّفَ عَنَّی لَن یَبلُغَ الفَلاَحَ اَبَداً » یعنی ، هر که بمن پیوندد و با من بیاید ، شهید می شود و هر که تخلف کند و شرکت در این قیام خونین نکند ، هرگز رستگار نخواهد شد .
در خطبه حسین ع شب ترویه ، که صبح آن شب به کربلا حرکت نمود می خوانیم : « مَن کَانَ بَادِلاً مُهجَتَهُ فِینَا فَلیَر حَل مَعَنَا غَداً فَاِنَّا رَاحِلُونَ غَدَاً اِنشَاءَ اَللهُ » یعنی ، هر که می خواهد خونش را در راه ما دهد ، فردا با ما حرکت کند . ما بیاری خدا فردا حرکت خواهیم کرد . و نظیر این جمله در کلمات امام حسین ع زیاد دیده می شود.
باید گفت اگر اسلام در مخاطره باشد و زمینه برای قیام مفید باشد ، قیام با علم به شهادت ، یک وظیفه دینی برای همه است ؛ و قیام حسین ع چنین بود . از خطبه های امام حسین ع روشن می شود که دین اسلام در مخاطره شدید قرار داشته است . امام همان روزی که از مدینه حرکت می کند ، چنین می فرماید : « من قیام نکرده ام برای اخلال و افساد و ظلم ، بلکه قیام من بخاطر امر به معروف و نهی از منکر و نشان دادن راه رسول اکرم و پدرم امیرالؤمنین و اصلاح مفاسد در امت جدم می باشد .
و در کربلا – وقتی که همه مهیای شهادت بودند – خطبه می خواند و در آن خطبه می فرماید : « اَلاَ تَرَونَ اَنَّ الحَقَّ لاَیُعمَلُ بِهِ وَالبَاطِلَ لایَتَنَاهَی عَنهُ لَیِرغَبِ المُؤمِنُ فِی لِقاءِ اللهِ وَ اِنّی لا اَرَی المَوتَ اِلاّ سَعَادَةَ والحَیَاةَ مَعَ الظّالِمِینَ اِلاّبَرَماً »
از این گونه فرمایشات از امام حسین ع فراوان داریم که روشن است که اسلام در مخاطره بوده است . از طرفی زمینه و اقتضاء ، چنانکه سابقاً در باره صلح امام حسن ع گفتیم ، برای قیام امام حسین ع فراهم بوده است . پس باید گفت قیام آن حضرت یک وظیفه الهی است .
بررسی علل قیام امام حسین نیاز به کتابی مفصل دارد . اما از آنچه که بطور اجمال گفته شد ، علت قیام آن بزرگوار روشن گردید و ما برای توضیح مقصود چند سطری اضافه می کنیم .
سقیفه بنی ساعده ، ابی بکر را بجای امیرالمؤمنین نهاد و چون روایات رسول اکرم ، مغایر با این کار بود ، شعار « حَسبُنَا کِتَابُ اللهِ » مستمسک قرار گرفت و از طرفی از نقل روایت از رسول الله شدیداً ممانعت می شد . حتی نقل می کنند که ابی بکر پانصد روایت از رسول اکرم داشت که آن را در میان مردم آتش زد . پس از آن می دیدند اگر به قران بسنده شود ، کار سقیفه بنی ساعده خنثی می شود ، از این جهت شعار : « نُهینَا عَنِ التَّعَمَّقِ وَ التَّکَلَّفِ فِی القُرآنِ » ، شایع شد ؛ یعنی نهی شده ایم که در قران تأمل و تفکر کنیم و خود را بزحمت اندازیم . معلوم است که این روش ، چه امت بی تفاوت ، بی فکر و بی اراده ای می سازد . مصیبت دیگری که برای اسلام پیش آمد ، اختلاف طبقاتی بود که در خلافت عثمان به اوج خود رسید و امیر المؤمنین در خطبه « شِقشقیّه » به آن اشاره می کند : « وَقَامَ مَعَهُ بَنُو اَبیهِ یَخصِمُونَ مَالَ اللهِ خَصمَةَ الاِبِلِ نَبتَهَ الرَّبِیعِ » ( نهج البلاغه فیض ره ، ص 51 ) بنی امیه اطراف عثمان را گرفتند و بیت المال مسلمانان را نظیر شتری که علفها را می بلعد ، بلعیدند .
مصیبت دیگری که پیش آمد ، جعل روایات از روحانی نماهای درباری بود که پایه اسلام را می زد ، ما یک نمونه روایت از میان آن روایات بسیار را می آوریم:(فقط توضیح و ترجمه روایت را نقل می کنیم(1)):
وقتی سوره اَلنَّجم نازل شد ، رسول اکرم ص سوره را برای مشرکین خواند و وقتی آیه « اَفَرَاَیتُمُ اللاَّتَ وَ العُزّی » را خواند ، شیطان در دهن پیامبر نهاد که بگوید که شیرهای عالی – بتها – شفاعت آنها روز قیامت مورد آرزو است . مشرکین از این گفته خوشنود شدند و چون پیامبر سجده کرد ، آنان نیز سجده کردند .
معلوم است اینگونه روایات چگونه پایه اسلام و قران و پیامبر را از بین می برد . مسأله دیگر ارعاب عجیبی بود که بر مسلمانان حکمفرما شد ، مخصوصاً در زمان معاویه که هر که نفس می کشید ، او را می کشتند . کم کم در اثر وقوع این مسایل ، زمینه آماده شد که شخصی مثل یزید با کمال صراحت در میان مردم بگوید :
لَعِبَت هَاشِمُ بِالمُلکِ فَلاَ ... خَبَرٌ جَاءَ وَلاَ وَحیٌ نَزَلَ
آیا برای امام حسین ع با وجود زمینه و اقتضا برای قیام ، لازم و وظیفه اسلامی نبود که قیام کند ؟
چیزی که باید گفت این است که ائمه طاهرین ع راجع به عزاداری و زیارت ابی عبدالله الحسین سفارش بسیار دارند و ثوابهای بزرگی بر آن شمرده اند . در بعضی از آن روایات علت آن را احیای ولایت گفته اند . ما یکی از آن روایات را که صاحب وسایل الشیعه در کتاب مَزارِ وسایل نقل نموده است می آوریم و سپس توضیح مختصری در این باره می گوییم ( ترجمه این روایت ) :
فُضیل بن یسار از امام صادق ع نقل می کند که فرمود : آیا در مجالس عزا می نشینید و از مصایب ما یاد می کنید ؟ گفتم : آری . فرمود : خدا رحمت کند افرادی که ولایت را زنده می کنند . ای فضیل ! هر که یاد ما کند یا نزد او از ما یاد شود و گریه کند ، حتی به مقدار بال مگسی ، خدا گناهان او را می آمرزد ؛ حتی بمقدار کف دریاها .
قیام ابی عبدالله ع ، قیام نظامی نبود ؛ بلکه قیام عاطفی و تبلیغی بود . حسین ع نمی خواست شخص یزید و یزیدها را بر دارد ؛ بلکه می خواست شخصیت یزید و بنی امیه و بنی مروان را از حکومت متنفر کند . از این جهت بطور مخفی از مدینه بیرون رفت و وقتی مردم فوج فوج به مکه می آمدند ، او از مکه حرکت کرد و روز عاشورا علاوه بر اینکه گاهی قران را بمیدان می برد و آنان را به قران قسم می داد که بیدار شوند ، کودک شیر خوارش را نیز بمیدان برد که او را روی دستانش شهید کردند ، و سر انجام موجی در کربلا ایجاد کرد که عصر عاشورا تأثیر نهاد و اختلافی در میان لشکر یزید پدید آمد .
این موج را باید دیگری پیروی کند و آن موج دیگر ، اسارت خاندان حضرت حسین ع بود . خاندان ابی عبدالله الحسین بواسطه اسارتشان ، به واسطه تبلیغاتی که داشتند ، موج عظیمی در کوفه و شام ؛ بلکه همه ممالک اسلامی ایجاد کرد . حتی گفته شده که در مدت بیست سال قبل از قیام حسین ع یک انقلاب هم واقع نشد ؛ ولی در مدت بیست سال بعد از قیام حسین ع ، بیشتر انقلاب رخ داد که طی آن در سال دوم ، دولت بنی امیه و در سال بیستم ، دولت بنی مروان بدست عباسیان بر چیده شد .
این موج دوم را موج دایمی دیگری باید مدد کند تا آن موج زنده بماند و آن موج سوم ، موج عزا ، نوحه سرایی ، گریه ، سینه زنی ، و زیارت حسین است . عزاداری علاوه بر آنکه روش شهادت و فداکاری و ایثار و شهادت پروری را به انسان می آموزد ، و رهبر با کفایت می تواند بواسطه آن مجالس و آن دسته از احساسات مردم بهره گیرد ، اضافه بر آن تعلیم و تعلم عمومی نیز مرهون این مجالس است . تهذیب نفس خصوصاً صبر ، استقامت ، شجاعت ، و زیر بار ظلم نرفتن ، از اثرات مستقیم آن است . نقش دیگر اینگونه مجالس ، زنده نمودن دو قانون است از قوانین بزرگ اسلام که امر به معروف و نهی از منکر باشد .
گریه برای حسین ، تشکیل مجالس عزا ، دسته های عزا ، زیارت از دور و نزدیک ، ایجاد بناهایی مثل حسینیه و سقا خانه ، زنده نگاه داشتن ولایت است ؛ زنده نگاه داشتن خون حسین است ؛ شرکت در موج اول است ؛ زنده نگاه داشتن روح انقلاب است ؛ تا بالاخره بدست راهبرش حضرت بقیة الله عجّ تسلط بر جهان خاصل شود . اگر همه ثواب بر عزاداری ، بر زیارت ، بر تشکیل مجالس مترتب شده است ، اصل زیارت ، اصل تشکیل مجالس برای این است که اینگونه مجالس ، رمز پیروزی ؛ رمز بقای شیعه ؛ رمز زنده کردن ولایت ، و بالاخره مردم را زیر پرچم حسین آوردن ، و همه را هماهنگ با حسین و هدفش نمودن است .
توصیه می شود در قسمت فرهنگ عاشورا در سایت لیلة لقدر : ( اینجا ) را حتماً مطالعه فرمایید .
زندگانی امام حسین از نگاه دیگر :
دومین ثمره ی پیوند فرخنده علی ع با دخت گرامی پیامبر ص ، در روز سوم شعبان سال چهارم هجرت ، چشم بجهان گشود . مراسم نامگذاری او مانند برادرش حسن بن علی ع بوسیله پیامبر ص انجام گرفت . رسول گرامی اسلام ص بنا به دستور خداوند ، نام نوزاد را « حسین » گذاشت .
مدت 35 سال از عمر با برکت امام حسین ع در کنار پدر گرامی اش و ده سال نیز در کنار برادرش امام مجتبی ع سپری شد . در تمام این مدت با دل و جان از پدر و برادر اطاعت می کرد و در تمام حوادث و بحرانها ، همگام و همراه و مدافع ایشان بود . ...
امام حسین ع در عصر معاویه :
امام حسین ع ، پس از شهادت برادر بزرگوارش ، به امر خداوند و وصیت برادر ، مامور رهبری جامعه اسلامی شد . آن حضرت ، نزدیک به ده سال از دوران امامت خود را در دوره زمامداری معاویه سپری کرد و در این مدت همان روش امام حسن ع را در پیش گرفت ؛ زیرا روش منافقانه معاویه در تضاد با دین و پیامبر علنی نبود و مطابق صلح نامه نوشته شده با امام حسن ع ، او خلیفه مسلمانان بود .
دوران یزید :
پس از مرگ معاویه ، خلافت – که مبدّل به سلطنت شده بود – بدون خواست و بیعت آزادانه مردم ، به فرزندش یزید رسید . او برای اینکه ارکان سلطنت خویش را تثبیت کند ، نامه ای به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد از امام حسین ع و چند نفر دیگر برایش بیعت بگیرد و اگر مخالفت کردند ، آنان را بکشد . والی مدینه ، بنا بدستور ، از امام خواست که بیعت کند . امام ع فرمود :
« انّا لله و انّا الیه راجعون و علی الاسلام السّلام اذ بلیت الامّة براع مثل یزید » ما از خداییم و بسوی خدا باز می گردیم . آنگاه که کسانی چون یزید بر مسند حکومت اسلامی بنشیند ، باید فاتحه اسلام را خواند .
امام ع پس از رد بیعت ، دریافت که اگر در مدینه بماند ، او را خواهند کشت . از این رو ، شبانه با خویشان خود رهسپار مکه شد . خبر آمدن امام ع به مکه و سر پیچی اش از بیعت ، میان مردم مکه و مدینه انتشار یافت و این خبر به کوفه نیز رسید . کوفیان با ارسال نامه هایی فراوان از آن حضرت خواستند تا بسوی آنان برود و رهبری شان را بپذیرد .
امام حسین ع ، مسلم بن عقیل را به نمایندگی بسوی کوفه فرستاد تا موقعیت سیاسی منطقه را از نزدیک ببیند و برایش گزارش کند . خبر ورود نماینده امام به سرعت در کوفه پیچید . کوفیان با استقبالی بی سابقه با مسلم به عنوان نماینده امام ، بیعت کردند و روز به روز بر شمار بیعت کنندگان افزوده می شد .
مسلم ، برای امام ع نوشت که « تاکنون جمعیتی بی شمار با من بیعت کرده اند . مقتضی است بسوی کوفه حرکت کنید » .
امام ع در اجابت دعوت مردم کوفه ، روز هشتم ذی الحجّه – که همه حجّاج عازم منی بودند – با اهل بیت و یارانش مکه را بسوی عراق ترک کرد و با سفر ناگهانی و آشکار خود ، به مسلمانان فهماند که حکومت یزید را برسمیت نمی شناسد و نه تنها با او بیعت نمی کند ، بلکه قصد دارد علیه ظلم و جور بنی امیه ، قیام کند .
ابن زیاد از جانب یزید مامور مقابله با قیام امام حسین شد . او از ضعف ایمان ، دو رویی و ترس مردم کوفه استفاده کرد و با تهدید و ارعاب ، جمعیت را از پیرامون مسلم پراکنده ساخت تا جایی که وقتی مسلم بعد از نماز ، از مسجد بیرون آمد ، همراهی نداشت که او را در خانه خود پناه دهد !
امام حسین ع در کربلا :
کاروان امام حسین ع از رفتن به کوفه ممنوع شد و به اجبار راه کربلا در پیش گرفت و در آنجا توسط سپاه سی هزار نفری دشمن محاصره شد .
امام حسین ع بین بیعت با حاکم ستمگر و تن دادن به ذلت و شهادت مخیّر شد . اما آن حضرت ، تن به ذلت نداد و همراه با هفتاد و دو تن از بهترین یاران و نیز بستگان و فرزندانش از صبح تا عصر دهم محرم ( عاشورا ) سال شصت و یک هجری ، با دشمن جنگیدند . سر انجام همگی شربت شهادت نوشیدند و بدین سان دشمن را به خواری و رسوایی کشانیدند .
علت اصلی قیام امام حسین ع :
اصلی ترین علت قیام امام ع ، انحراف دستگاه حکومت بود . حکومت یزید تحمیلی بود در حکومت او ، به سنّت پیامبر ص عمل نمی شد ، حلال خدا ، حرام و حرام خدا ، حلال بود ، میگساری و عیاشی یزید در جامعه مشهور بود و فساد و تباهی و فقر و بیچارگی و ظلم و ستم بی داد می کرد .
بیعت با چنین کسی و تایید چنین حکومتی ، برای مسلمانی که اندکی از معارف و حقایق اسلامی آگاه است ، سزاوار نیست تا چه رسد به فرزند پیامبر ص ، که تربیت یافته مکتب وحی و رسالت و امامت است .
(1) غرانیق جمع غرنوق یا غرنیق است که به معنی یک نوع مرغ آبی با جوان خوشرو می آید ، افسانه غرانیق در تاریخ طبری ج 2 ص 7 و 76 آمده و خاور شناسان آنرا با آب و تاب بیشتری نقل کرده اند ، برای اطلاع بیشتر در قسمت تاریخ اسلام این سایت مراجعه شود که مفصلاً توضیح داده شده است .
التماس دعا
 

افزودن نظر


مطالب برگزیده سایت

تبلیغات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر(5)

کلام روز

برگزاری مراسم بيست‌ و نهمین سالروز شهادت
«محمد بروجردي مسیح کردستان»
و ناگفته های ؛ دل سوخته مادر شهید بروجردی در ادامه مطلب
سالروز شهادت «محمد بروجردي»
روز پنج شنبه 28 ارديبهشت ماه همزمان با بيست ‌و نهمین سالروز شهادت سرلشكر پاسدار شهيد «محمد بروجردي»، مراسم نکوداشتی از ساعت 20 تا 22/30 در میدان سپاه خیابان پادگان ولی عصر"عج" حسینیه فاطمه الزهرا"س" با حضور خانواده شهيد، فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس برگزار مي‌شود.
ادامه مطلب...

ویژه نامه عید غدیر خم

مفاد حديث غدير خم
غدير و شعر و شعراء
غديريه اميرالمومنين على ع
غديريه حسان بن ثابت انصارى
غديريه قيس بن سعد 1
غديريه قيس بن سعد 2
غديريه عمرو بن عاص 1
غديريه عمرو بن عاص 2
غديريه عمرو بن عاص 3
غديريه محمد حميرى
اشعار ابو مستهل كميت
غديريه هاي سيد حميرى 1
غديريه هاي سيد حميرى 2
اشعار و قصيده عبدى كوفى
اشعار ابو تمام طايى
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 1
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 2
غديريه ابو اسماعيل علوى
غديريه وامق مسيحى
عربده هاى تعصب جاهليت
غديريه ابن رومى
غديريه افوه حمانى
نقد کتاب عقد الفريد
نقد کتاب انتصار
نقد کتاب ابن حزم اندلسي
نقد کتاب ملل و نحل
نقد کتاب منهاج السنه
يك ايراد مردود به آيه ولايت
اسلام و وحدت مسلمين
غديريه افوه حمانى
محاضرات تاريخ الامم الاسلاميه
اتهامات يک مستشرق
اتهامات موسي جارالله
اشعار ابن الطباطبا اصفهانى
اشعار ابن علويه و كسرى
اشعار المفجع
اشعار ابو القاسم صنوبرى
اشعار قاضى تنوخى
اشعار ابوالقاسم الزاهى
اشعار امير ابو فراس الحمدانى
غديريه ابوالفتح كشاجم
غديريه ناشى صغير
غديريه بشنوى كردى
غديريه صاحب ابن عباد
غديريه جرجانى
غديريه ابن حجاج بغدادى
غديريه ابو العباس ضبى
غديريه ابو رقعمق انطاكى
غديريه ابو العلاء سروى
غديريه ابو محمد عوني
غديريه ابن حماد عبدى
غديريه ابوالفرج رازى
غديريه جعفر بن حسين
غديريه ابوالنجيب طاهر
غديريه شريف رضى
ساير غديريه ها 1
ساير غديريه ها 2
ساير غديريه ها 3
ساير غديريه ها 4

کتابخانه تاریخ اسلام

منوی کاربري